سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

155

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

چيز است ماهيتى دارد و وجودى پس در وحدت حقيقى و بساطت ذات حق تعالى منفرد بوجود است ، و واحد است ، در الوهيت خالقيت و ربوبيت و باقى صفات كمال . گاهى شىء را واحد گويند باعتبار نفى شريك و چيزى كه مثل آن است مثل اينكه گويند خورشيد يكى است و دومى پيدا ننموده با اينكه ممكن است مثل آن در عالم پيدا شود پس وحدت از صفات ذاتيه خورشيد نيست بلكه نسبت به آن امر عدمى است يعنى باعتبار اينكه خورشيد ديگرى پديد نشده آن را واحد و يكتا گوئيم و گاهى وحدت از اوصاف كماليه شىء بشمار ميرود مثل اينكه گويند فلانى يگانه است در شاعرى يا گويند فلانى يگانه است در نجارى يا بنائى يا غير اينها كه اينطور وحدت از صفات كماليه آن شىء بشمار ميرود نه از صفات ذاتيه او . اما وحدت ذاتى كه از ذات و حقيقت شىء منتزع گردد و از ذاتيات وى محسوب گردد يعنى ذات او بذاته منشأ صفت وحدت باشد بدون ضميمه ديگرى كه با ذات اعتبار شود مثل صفتى يا كمالى چنين وحدتى منحصر بذات إله عالم است كه آن ذات يكتا همين طورى كه در وجوب وجود و حقيقت يكى و يكتا است در صفات مثل وحدت و علم و باقى صفات يكتا و يگانه است و تمام صفات كماليه از ذات بىزوال او منتزع ميگردند و هيچ ممكنى در وحدت حقه حقيقيه و در باقى صفات ذاتى با او شركت ندارند . لا إِلهَ إِلَّا هُوَ بقاعده عربيت « لا » نفى جنس است يعنى إله و معبودى نيست كه لايق پرستش و بندگى باشد مگر آن خداى يكتاى بيهمتا و اين خدايان دروغى كه هدف شما و منظور نظر شمايند همه مخلوق او و تحت اقتدار وى واقعند و كارى از دست آنان بر نميآيد نه مىبينند و نه ميشنوند و نه ادراك دارند . وحدت به اين معنى به لحاظ نفى شرك از صفات سلبيه بشمار ميرود نه از صفات ثبوتيه كه گوئيم در الوهيت و خالقيت شريك ندارد لكن وحدتى كه از جمله اول إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ استفاده مىشود از صفات ثبوتيه محسوب ميگردد زيرا كه ذات